سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشای بیا بگشای در،دلتنگم حریفا!میزبانا!میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آوردو گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
آسمون دلت آبی و لبت خندان
+نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت8:56 قبل از ظهرتوسط عرفان شکوهی راد |
|
About
هرجای دنیا که باشیم واسه هم پر درمیاریم نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم
چون دنيا يه روز تموم ميشه نميخوام بگم که مثل گلی
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس
چون شب هم بالاخره تموم ميشه نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی
چون اب که هميشه پاک نميمونه نميخوام بگم که دوستت دارم
بلکه من عاشقتم
سلام من عرفان شکوهی راد ساکن مشهد یکی از شهر های مذهبی جهان متولد ماه بهمن خیلی وقته وب دارم اینم یه جور سرگرمیه نظر یادت نظر قربونتون راستی من متولد14/11/63 هستم راستی هرکی هرچی خواست میتونه تو نظرات خصوصی بگه تا براش بزارم تو وبلاگ