|
روز اول خیلی گریه کردیم...اما بعد،فهمیدیم که اون اونقدر خوب بود،پاک زندگی کرد که به گریه ما احتیاج نداره و این ماییم که جای خالیش رو حس می کنیم...و برای خودمون گریه می کنیم... مادر بزرگ خوبم،مطمئنم که جات وسط بهشته...دلم برات تنگ می شه...بهشتی شدنت مبارک... جات خیلی بهتر از اینجاست...مطمئنم...همه می دونستیم که یه روز میایم و یه روز هم می ریم...اما تا مدت ها جای خالیت حس می شه... فَباَی آلاء رَبِکُما تُکَذِبان... پس کدامین نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید؟ ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که دلت رو مي شکنن نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .تو کوله بارت محبت ميذارم که تنهایی رو حس نکنی، قلب ميذارم که مردم رو دوست داشته باشی،اشک مي دم که آرومت کنه و مرگ، که بدوني برميگردي پيشم. خسته ام
و دلتنگ
...
چقدر روزهاي بي تو طولاني شده اند!
چقدر طولاني شده صداي نيامدنت!
صداي ناله هايت پس چرا ديگر نمي ايد ؟
دستهايت را ديگر چگونه بمالم ؟
لذت زندگي را ديگر چگونه لمس كنم ؟
زيباييها را بدون تو ديگر چگونه ببينم ؟
لعنت بر بهار
پس چرا من دلم اينقدر برايت تنگ است
خودم اشكهاي خدا را بر سر مزارت ديدم
خدا اشك شوق مي ريخت
بهترين بنده اش حالا در كنار اوست
مادربزرگ مهربونم ارامش ابديت مبارك
نه از خاکم ،
اي كسي كه مامور دفن من هستي : به حرف من گوش كن...... دستم را از تابوت بيرون كن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسيدم. چشمهايم را باز بگذار بفهمند كه چشم براه بودم و به آن نرسيدم . قالب يخي به شكل صليب بر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع آب شود و به جاي عزيزي كه دوستش دارم بر سر مزارم گريه كند . هر کسـی هـــم نفسم شد دست آخـــــــر قفسم شد من ساده بـــــــــــه خیالم که همه کار و کسم شد |
About![]()
هرجای دنیا که باشیم واسه هم پر درمیاریم
Home
|