|
شبستان عشق |
|
وبلاگی برای تمام کسانی که مثل من تنهان |
با عرص سلام به دهمه دوستای گلم امروز آخرین روزی است که من توی این سال دارم وبلاگمو آپ می کنم از تمام کسانی که منو توی ساختن این وبلاگ کمک کردن متشکرم مخصوصا دوست خوبم علی (کمالی) امیدوارم همیشه تو زندگیش موفق باشه . بعدشم جا داره از دوست ویار صمیمی خودم که تویه آپ کردن ای وبلاگ خیلی کمکم کرده سارای عزیزم تشکر کنم راستش چون می خوام برم مسافرت شاید وقت نکنم که به تمام دوستام سال نو رو تبریک بگم و براشون کارت تبریک بفرستم پس از همین جا از همشون می خوام اگه خوبی یا بدی از من تو این سال دیدین ما رو حلال کنن امیدوارم هر جا هستن سال خوبی داشته باشن و لحظه سال تحویل ما رو هم دعا کنن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |




+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم سبزه را با ياد روي سبزه ات سمنو به ياد شيريني لبخندت سايه دانه به رنگ چشم هايت سرکه با ياد ترشي مهربانيت سيب با ياد ترديه گونه هايت سکه با ياد درخشش قلبت سير با ياد تندي کلامت با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم بهار میاد همه چی رو تازه میکنه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبیعت ولی فقط یه چیزو کهنه میکنه که به همه ی تازگی می ارزه---سال نو مبارک بهار بهترين بهانه براي اغاز واغاز بهترين بهانه براي زيستن آغاز بهار بر شما مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
دوست داشتن آن نيست كه بگويي دوستت دارم
دوست داشتن آن نيست كه بگويي مي خواهمت
دوست داشتن آن نيست كه بخواهي به زبان بياوري
زبان دل چشم است و حرف دل اشك است
واي به حال دلي كه زبان ندارد
بايد عاشق باشي و در پي معشوق آواره باشي
بايد در به دري بكشي بايد درد فراغ را تجربه كني
بايد آن قدر به دنبال معشوق باشي و روز شب در خواب بيداري آرزوي رسيدن به او را داشته باشي
ولي عاشقي آن است كه در فراغ معشوقت بسوزي
اگر ديدي روزي به عشقت رسيدي بدان كه ديگر عاشق نيستي

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

آرزو دارم دلت مثل بهار پر شود از لـحظه هاي ماندگار زندگيت خالي از اندوه و غـم لـحظه هاي شادماني بي شمار خانهً قلبت پر از گلهاي ياس نغمه خوان خانهً قلبت هزار باغ احساست پر از گلهاي ناز همچو يك قالي پر از نقش و نگار روزهايت هر يكي بهتر ز قبل خوش بـود بر كام تو اين روزگار هـمچو شمعي باشي و هـمراه گل من بگردم دور تو پروانه وار
خيلي دوسسسسسسسستتتتتت دازم عزيزم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نا مهربان بودیم و رفتیم آخه اینها دلیل محکمی نیست بگو بادیگران بودیم ورفتیم...
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
دلم خیلی گرفته
من دیگه فقط یه چی رو می دونم
که زندگی یعنی :
زجر
نهان
دوران
گمشدگی
یاری ...
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
با قلم می گویم:
ای همزاد...ای همراه
ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازی های دوران های زشت
شعرهایم را نوشتی
دست خوش
اشکهایم را کجا خواهی نوشت!؟
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستیم یک قلب پاک است که آن را زیر پایت می گذارم...خیلی خیلی دوستت دارم
درود بر تمام عاشقانی که راه عشق را پیمودند و عشق را در سینه حبس کردند و حرمت آنرا نگه داشتند... درود بر تمام عاشقانی که عشق را فهمیدند و از عشق به زیباییها رسیدند
شب ها چراغ دلت رو روشن بذار تا فرشته ها راه پاكي رو گم نكنن
شب هاي بي فرشته سنگين ميگذره
مثل روز هاي بي تو . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
"اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست,ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی"
بسراغ من اگر میایید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عشق گوش كردن نيست بلكه درك كردن است عشق ديدن نيست
بلكه احساس كردن است عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است.
...............................................
دقت كردي كه قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يكين ؟ ماه يكيه ... خورشيد يكيه ... زمين يكيه ...
خدا يكيه ... مادر يكيه ... پدر يكيه ... تو هم يكي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يكيه ...
پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يكي دوست دارم 
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
1.چنديست که بيمار وفايت شده ام. در بستر غم چشم براهت شده ام. اينرا تو بدان اگر بميرم روزي. مسئول تويي که من فدايت شده ام 2.آدما بازی رو دوست دارن ، این دست توئه كه انتخاب كنی اسباب بازیشون باشی یا هم بازیشون 3.نگاه کن به ظرافت نگاه اشکبارم که چگونه از پشت صفحه ای لغزان و تار به چشمان تو می نگرد و به نگاهی خیره می شود که گویای عشق دروغین است. ببین،، چه ساده می شکند حرمت سنگین غرورم 4.ديدارم بيا هر شب،در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند،دلم تنگ است،بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند،شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها ، دلم تنگ است 5.صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار 6. عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم 7.مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد هرگز به سرش خیال خاموشی نیست 8.كوتاهترين ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . . . نيشتو ببند 9.چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند: سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن 10.فاصله تابش خودرابرديگران تنظيم كن خداوندخورشيدرادرجاي نهادكه گرم كندولي نسوزاند 11.شخصي از برناردشاو پرسيد: براي ايجاد كار در دنيا بهترين راه چيست؟ او گفت: بهترين راه اين است كه زنان و مردان را از هم جدا كنند و هر دسته را در جزيرهاي جاي دهند. آنوقت خواهي ديد كه با چه سرعتي هر دسته شروع به كار خواهند كرد. كشتيها خواهند ساخت كه به وسيله آن هرچه زودتر به يكديگر برسند 12.هرگز نديدم برلبي لبخند زيباي تو را .. هرگز نميگيرد كسي در قلب من جاي تو را ... هيجان زده نشو ! پشت يه كاميون نوشته بودن 13.الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم! 14.خيلي با ارزشي! نه به خاطر خودت به خاطر اين که بدنت به اندازه کافی شامل: سولفور برای کشتن تمام شپش های بدن یک سگ، کربن برای ساخت 900 مداد، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ فوتبال، چربی برای ساختن 7 قالب صابون، فسفر برای درست کردن سر 2200 کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ داره. تو اون کله پوکت که چيزي نيست مردم ازش استفاده کنن، حد اقل بمير که يه نفعي به کره زمين برسوني 15.شب تاريک گر نتواني شوي خورشيد لااقل مهتاب باش گر نتواني شوي مهتاب لااقل آن کرم شب تاب باش 16. هركسي تو را دوست داره 4 تا مريضي ميگيره : 1- فراموشي 2 ... 3 ... 4 ... 3 تاي ديگه را فرموش كردم 17. به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بيا تا من بگردم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |





+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
خوب كم كمك داره بوي بهار مياد ، بوي تازه شدن ها و نفس كشيدن ها ، بوي محبت و عشق ، بوي يكي ديگه از فصلهاي خوب سال كه هميشه برام يادآور خاطرات شيرين كودكيه و صد البته بوي عيدي ... ياد يكي از ترانه هاي شادروان فرهاد افتادم كه مي خوند : بوي عيدي ................ ( از بر نيستم ، ولي خيلي قشنگ خونده ) دوستان عزيز باور كنين كه خيلي دوست دارم به همه شما خوبان بيشتر سر بزنم ولي متاسفانه خيلي فرصت ندارم ، همين قدر كه بتونم هر از گاهي وبلاگم رو آپ كنم خيلي هنر كردم اميدوارم با تازه شدنها ، دلهامون هم تازه و نو بشه و همچنين نگاهمون به زندگي ؛ هستي زيبا رو همانگونه زيبا ببينيم كه هست و در حال حاضر زندگي كنيم و از لحظه لحظه اون لذت ببريم ... پي نوشت : از اونجائيكه احتمالاً فردا نتونم آپ كنم ، پس از همين حالا آخر هفته خوب و خوشي رو براي يكايك شما خوبان آرزو ميكنم .
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 8:12 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
کودکی که آماده تولد بود ... خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین
می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا
بروم؟ خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام
او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.
کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و
شادی کاری ندارم
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد
تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که
زبان آنها را نمی دانم؟
ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد
خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار
هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی .
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی
می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد.
خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم
تمام شود
خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت
خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم.
در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک
می دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از
خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من
بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت ندارد ولی
می توانی او را مادر صدا کنی 
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده 
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
آنکه درتنهاترین تنهاییم تهنای تنهایم گذاشت کاش در تهناترین تنهاییش تنهاکس تهناییش تنهای تنهایش نگذارد 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 3:26 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
دوری عشق های کوچک را از بین می برد
ولی به عشق های بزرگ عظمت میدهد مثل باد که یه شمع را خاموش ولی شعله های آتش را بزرگ تر می کند. 
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
سلام، شاید یکی از برترین نام های خدا سلام باشد که منشأ سلامتی و گرمترین واژه های عالم است. یعنی دوستی.
سلام میزبان خوبی است که بدنبالش هزاران حرف زیبا در قالب کلام می آید.
می گن آدم ها رو در سختی ها و رنج ها آفریدند.
دوستی ها شاید بیان، کلام، مفهوم یا پدیده ای باشد برای زیبا شدن زشتی ها، برای قابل تحمل شدن سختی ها. آخه آدم با دوست به همه جا می رسه. با دوست می تونه تا عرش اعلا بره با دوست آدم دیگه تنها نیست. با دوست آدم از فرشته ها هم بالاتر می ره و دنیا بدون دوست چه زشته، چه غریبه، خب حتماً منظورم رو خوب می فهمین هرکس لایق دوست داشتن نیست، چه برسه به اینکه باهاش دوست شد. پس دوستی مفهومیه بالاتر از دوست داشتن. خوب زیادتر از برنامه و بودجه ام حرف نوشتم.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 2:38 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

دسته گلی از عشق تقدیم به همه مادران ![]()
تورو خدا قدرشونو بدونین![]()
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:17 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
باز می نویسم برای تو که دنیا دنیا دوستت داشتم و از وقتی رفتی تازه می فهمم چقدر دیوانه ات بودم بی اینکه بدانم.مدتهاست که ساعتی هم خواب آرام نداشتم همه پر از پریشانی پراز کابوس اینکه دنیا می رود تا بی تو بگذرد بی اینکه آب از آب تکانی بخورد اما دل من برای همیشه نابود شود برای همیشه می خواهم دفنش کنم زیر خاکستر یادیگاریهای تو چه زود گذشت همه چیز خیلی وقت است جرات مرور خاطره هایت را ندارم می ترسم بدتر از اینی که هستم بشوم این روزها اینقدر نا آرامم که حتی یاد تو چشمانم را تر می کند چه آرام آرام می آیند اشکهایم و تو نیستی تا ببینی تا ببینی چه جور چشمهایم به جای خالی تو در مرور خاطره هایمان به راه مانده دیگر به جاده ی بی انتهای انتظار عادت کرده ام می دانم هرگز باز نمی گردی اما باز برایت می نویسم برای تو که روزی دوست داشتن را چنان به من آموختی که دیگر هرگز نمی توانم فراموشش کنم حتی اگر به قیمت نابودیم تمام شود
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:35 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
مرضی به نام دوست داشتن
وقتی خیانت می بینی از آدمها بیزار می شوی و وقتی محبت می بینی عاشق.نمی دانم چه سریست در دوست داشتن که آغازش عاشقی و پایانش نفرت است.دنیایی پراز شوق به تنفس آغوش باز می کند رو به دنیایی پراز شور مرگ.دوست داشتن جمله ایست با عروسی که لحظه های انتظار آمدن داماد را سیاه پوش سوگ شوی می بیند بی آنکه وداعی کوچک با دامادش داشته باشدبا همان میهمان نیامده که می رود برای همیشه.دوست داشتن بزرگترین کاریست که در یک لحظه خطر کردن می خواهد و بعد شادی دارد وآخرسر بی آنکه بفهمی قلبی مجروح و تکه تکه برایت می ماند.اما من هنوز آدمها را دوست دارم آدمهایی که برای سود خود تمام دنیا را نابود می کنند و انسانیت را همچون زباله ای دور می ریزند به این امید که رسیدن به خواسته هایشان پایان یابد غافل از اینکه این حرص لعنتی هرگز پایان نمی یابد

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
روز مرگ خویش را چشم انتظارم راه دوری مانده تا وقت رسیدن من که حتی نای جان کندن ندارم خوب می دانی برایت بد نبودم باز هم با این همه من شرمسارم خسته ای از من خداحافظ برایت دفترم را یا دگاری می گذارم بعدها آهسته می خوانی به گریه آخرین شعر مرا روی مزارم روزگاری هر چه گفتم از تو گفتم چند روزی می شود حرفی ندارم واژه ها با من سر یاری ندارند شعر هم دیگر نمی آید به کارم
خسته از تکرار تلخ روزگارم

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:24 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
اين روزها يک دل چون آينه پيدا نمي شه اگر هم پيدا بشه يار دل ما نمي شه دل بي رنگ و ريا آينه نور خداست ولي افسوس که به اين آسوني پيدا نمي شه خدايا مونده تنها دل پاک و مهربونم چرا اين مهربوني شد بلاي دل و جونم دل ديوانه من چرا ياري نداره چرا عشق و محبت خريداري نداره اين روزها عشق حقيقي ديگه پيدا نمي شه مثل من که از غم عشق تو شيدا نمي شه اي که پرسي چه بر لب زده ام مهر سکوت چه کنم پيش تو آخر زبونم وا نمي شه
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:20 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
عشق اگرروز ازل در دل ديوانه نبود تا ابد زير فلک ناله مستانه نبود نرگس ساقي اگه مستي صد جام نداشت سر اين کوي و گذر اين همه مي خانه نبود من و جام مي دل نقش تو در باده ناب خلوني بود که در آن ره بيگانه نبود کاش آن تب که تو را سوخت مرا سوخته بود به فداي تو مگه اين دل ديوانه نبود تو چرا شمع شدي سوختي اي هستي من آن زماني که تو را سايه پروانه نبود من جدا از تو نبودم به خدا در همه عمر قبله گاه دل من جز تو در اين خانه نبود
عشق اگرروز ازل در دل ديوانه نبود
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:18 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
پشت این نقاب خنده! پشت این نگاه شاد... چهره ی خموش دیگری است... که سالهای سال... در سکوت و انزوای محض! بی امید بی امید زیسته! پشت این نقاب خنده... هر زمان،به هر بهانه! با تمام قلب خود گریستم!!!
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 8:12 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
آواز عاشقانه ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست
دیگر دلم هوای سرودن نمیكند
تنها بهانه دل ما در گلو شكست
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
سلام
سخنهایی برای داشتن زندگی بهتر:
زندگی قشنگترین واژه انسان است.
در دنیای هستی هیچ چیز بعد از خدا زیباتر از انسان نیست.
تا تصمیمی اتخاذ نشود انسان چیزی به دست نمی اورد.
سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده ما خود سرنوشت خود را تعیین می کنیم.
انسانها همانگونه که فکر میکنند زندگی میکنند.
فقر در زندگی یک فرد فقیر حاصل اندیشه فقیرانه اوست.
انسان همانطور که باور میکند زندگی میکند.
از کوزه همان تراود که در اوست.
انسانها هر انچه را باور میکنند خلق میکنند.
عقابها عقابها را بخود جلب میکنن و اردکها اردکها را.
خداوند سه چیز خلق کرد:انسان " کائنات " وقانون های طبیعت.
خداوند خطاب به انسان میگوید:ای اتسان!اگر تو قانونمندی های دنیا رایاد بگیری"در دنیا به همه چیز خواهی رسید ودر آخرت به بهشت می روی.
موفق باشید
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
اینم چندتا اس ام اس باحال
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت می شوند اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست ازوفاست امشب دیگر سکوت را بشکن٬ يگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای توخالی است كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط عرفان شکوهی راد |
| ||||||